اموخته ام که
با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه
رختخواب خريد ولي خواب خوش نه
ساعت خريد ولي زمان نه
مي توان مقام خريد ولي احترام نه
مي توان کتاب خريد ولي دانش نه
دارو خريد ولي سلامتي نه
خانه خريد ولي زندگي نه
و بالاخره ، مي توان قلب خرید، ولي عشق را نه.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389ساعت 12:37  توسط جعفری
|
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل كرده است .
قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام . یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته،یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ،یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ،یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟
قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند ،آنچنان به پایت می نشینند كه خلایق به پای موسیقی های . اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ... روزمره می نشینند
قرآن ! من شرمنده توام اگر به یك فستیوال مبدل شده ای حفظ كردن تو با شماره صفحه ،خواندن تو آز آخر به اول ،یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،حفظ كنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند خوشابه حال هركسي كه دلش رحلي است براي تو.آنانكه وقتي تورا ميخوانند چنان حظ ميكنند گويي كه قرآن همين الآن بر ايشان نازل شده است.آنچه ما با قرآن كرده ايم تنها بخشي از اسلام است كه به صليب جهالت كشيديم .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389ساعت 12:35  توسط جعفری
|
من از تنفر، رشک، حسادت، خودخواهی و خودپرستی بری هستم و به جای آن عشق و محبت در قبال دیگران را انتخاب کرده ام زیرا میدانم که ذهنیت منفی در مورد دیگران هرگز نمی تواند موجب موفقیت شود. کاری کینم که دیگران مرا باور کنند زیرا به آنها و به خودم ایمان دارم.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 7:49  توسط جعفری
|